نیکانیکا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 25 روز سن داره

نیکا، هدیه قشنگ خدا

آزمایش خون

1395/2/18 2:19
نویسنده : مامان و بابا
214 بازدید
اشتراک گذاری

سلام مامانی؛

چند روز پیش بامامان جون رفتیم آزمایش کلی که دکتر برای مطمئن بودن از سلامتیت نوشته بود بدیم.از خونه بهت نگفتیم که یوقت نترسی،رسیدیم آزمایشگاه من که نتونستم بیام تو اتاق،از استرس اینکه یوقت تو دستت تکون بدی،یا خدایی نکرده رگت پیدا نکنه و هزار تا فکر دیگه تو سالن راه میرفتم و ذکر می گفتم،دست مامان جون درد نکنه،تو تو بغلش بودی و بدون اینکه از اتاق شما صدایی بیاد یدفعه دیدم مامان جون صدام میزنه بیا تو تموم شد.مامان دورت بگرده انقدر صبوری که صدات در نیومد، صبوری و مظلومیتت اشک من و مامان جون در آورد.بعد تو راه خونه مامان جون کلی برات خوراکی خرید و همین که رسیدیم خونه برات آب قند درست کردم.قربونت برم آب قند خیلی دوست داری.

قربون دست کوچولوت برم من

ایشالا همیشه سلامت باشی عزیز دلم

عاشق قیچی و کاغذ رنگی و درست کردن کار دستی هستی،تو راه برگشت برات قیچی کوچولو خریدم و با هم دیگه این خورشید درست کردیم،البته من فقط برات نگه داشتم برشها و چسباش خودت زدی

قربون دختر هنرمندم برم من

خورشیدت خیلی قشنگه

آفرین عزیزم

ایشالا هیچ پدر و مادری مریضی بچش نبینه

الهی امین...

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)